این روزها با رادوین
سلام پسر ناز و قشنگم! .gif)
این روزا کارهایی میکنی که برا ما بزرگتر ها کمی ناخوشاینده و اسمش رو هم گداششتیم خرابکاری
البته تو حق داری هر چیز جدیدرو تجربه کنی!!!
همین جمعه که منو بابایی داشتیم کمد رو مرتب میکردیم ، تا ازت قافل شدیم ، یه قوطی 800 میل افتر شیو رو انداخی و
شکستن قوطی همانا و همه اش ریختن اون مایع روی قالیچه و سرامیک همان!!! هم از دستت
هم
.
بالاخره حسابی از خجالت تعطیلی بابا در اومدی . تا آخر شب داشتیم میشستیم و با سشوار خشکش میکردیم. آخه عزیزم
.gif)
اینجا تو کیش با این شرجی بالا مگه به راحتی چیزی خشک میشه ؟ فدات بشم!!!!!!!!!!!!!!
جدیدا هم که خیلی راحت تر از قبل از میز و تخت و مبل میری بالا و برمیگردی پایین.
کابینت ها هم که از دستت آرامش ندارن. هرچیزی که توی خونه حس کنی سر جای خودشه و مرتبه ، برات قابل تحمل
نیست در اسرع وقت طوری خدمتشون میرسی که گویی مدتهاست کسی تو این خونه نبوده. تازه بعداز اینکه ریختی و پاشیدی با اون زبون شیرینت میگی : نج نچ...
وای که اگه بطری های آب و سیب زمینی پیازا و ترازو و ظرفهای تو کابینت زبون داشتن...

ماشین لباسشویی که خیلی از خیلی وقت پیشها بود،جارو برقی و رادیو هم که جدیدا به اسبا بازیهات اضافه شدن.
.gif)



این روزها با رادوین
